Translation of "theatrics" into Persian
(با فعل مفرد) هنر تئاتر, عمل نمایشی یا متظاهرانه are the top translations of "theatrics" into Persian.
theatrics
noun
grammar
histrionics [..]
-
(با فعل مفرد) هنر تئاتر
-
عمل نمایشی یا متظاهرانه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "theatrics" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "theatrics" with translations into Persian
-
بازرس تئاتر
-
شخصی · شخصیت ها · وظیفه
-
بازیگر تئاتر
-
بر صحنه ی تئاتر آوردن · تئاتری کردن · غلو آمیز کردن · نمایش مانند کردن · وانمودین کردن
-
دکور
-
تولیدکننده تئاتر
-
اجرا نمایش · تئاتری · ظاهرسازی · نمایش
-
اجرا نمایش · تئاتری · ساختگی · ظاهرسازی · غلو آمیز · غیر واقعی · متظاهرانه (theatric هم می گویند) · نمایش · نمایشی · وابسته به تئاتر و نمایشنامه نویسی و بازیگری · وانمودین
Add example
Add