Translation of "then," into Persian

then,

Automatic translations of "then," into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ Add

"then," in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for then, in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "then," with translations into Persian

  • (با: now یا sometime و غیره) در وقت دیگر · آن وقت (ها) · آنگاه · آنگاه که فرا رسید · اضافه بر آن · بعد · بنابراین · به علاوه · تا آن موقع · در آن صورت · در آن موقع · در آن هنگام · در آن وقت · در آنگاه · ده · سپس · لحظه ی دیگر · وابسته به آن زمان · وقت · پس
  • گهگاه
  • آن روزها
  • (با: now یا sometime و غیره) در وقت دیگر · آن وقت (ها) · آنگاه · آنگاه که فرا رسید · اضافه بر آن · بعد · بنابراین · به علاوه · تا آن موقع · در آن صورت · در آن موقع · در آن هنگام · در آن وقت · در آنگاه · ده · سپس · لحظه ی دیگر · وابسته به آن زمان · وقت · پس
  • (با: now یا sometime و غیره) در وقت دیگر · آن وقت (ها) · آنگاه · آنگاه که فرا رسید · اضافه بر آن · بعد · بنابراین · به علاوه · تا آن موقع · در آن صورت · در آن موقع · در آن هنگام · در آن وقت · در آنگاه · ده · سپس · لحظه ی دیگر · وابسته به آن زمان · وقت · پس
  • (با: now یا sometime و غیره) در وقت دیگر · آن وقت (ها) · آنگاه · آنگاه که فرا رسید · اضافه بر آن · بعد · بنابراین · به علاوه · تا آن موقع · در آن صورت · در آن موقع · در آن هنگام · در آن وقت · در آنگاه · ده · سپس · لحظه ی دیگر · وابسته به آن زمان · وقت · پس
  • (با: now یا sometime و غیره) در وقت دیگر · آن وقت (ها) · آنگاه · آنگاه که فرا رسید · اضافه بر آن · بعد · بنابراین · به علاوه · تا آن موقع · در آن صورت · در آن موقع · در آن هنگام · در آن وقت · در آنگاه · ده · سپس · لحظه ی دیگر · وابسته به آن زمان · وقت · پس
  • گهگاه
Add

Translations of "then," into Persian in sentences, translation memory