Translation of "there" into Persian
آنجا, (برای جلب توجه به چیزی), (در فارسی معادل ندارد) در آغاز جمله هایی که فاعل آنها پس از فعل می آید are the top translations of "there" into Persian.
there
noun
adverb
pronoun
interjection
abbreviation
grammar
(location) In a place or location (stated, implied or otherwise indicated) at some distance from the speaker ( compare here ). [..]
-
آنجا
adverbin or at that place
I will go there on foot or by bicycle next time.
من پای پیاده یا با دوچرخه بار دیگر به آنجا خواهم رفت.
-
(برای جلب توجه به چیزی)
-
(در فارسی معادل ندارد) در آغاز جمله هایی که فاعل آنها پس از فعل می آید
-
Less frequent translations
- (ندا به نشان خرسندی یا همدردی یا نومیدی یا عرض اندام و غیره)
- به آنجا
- در آن باره
- در آن مورد
- در آن موضوع
- در آنجا
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "there" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
There
+
Add translation
Add
"There" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for There in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "there"
Phrases similar to "there" with translations into Persian
-
مخفف : there has -2 there is -1
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
پرنده پر نمی زد
-
۱ . اصول و یا تمرین افرادی که با انضباط فردی جدی , پرهیز از ریاضت و ریاضت به خاطر انضباط روحی یا معنوی وارد عمل میشوند , بیشتر در مورد ریاضت در قرآن وجود ندارد . به خاطر داشته باشید که زندگی
-
خواستن توانستن است
-
است و کلمه ای جدید از قاتلان خارجی وجود دارد
-
خواستن توانستن است
-
تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیز ها
Add example
Add