Translation of "thickened" into Persian
سفت, سنگ دل are the top translations of "thickened" into Persian.
thickened
adjective
verb
Simple past tense and past participle of thicken. [..]
-
سفت
adjectiveThe Hebrew verb translated “congealed” means to shrink or thicken.
معنی کلمهٔ عبریای که «منجمد» ترجمه شده است به معنی غلیظ و سفت شدن و بستن است.
-
سنگ دل
adjective
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "thickened" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "thickened" with translations into Persian
-
ضخیم ساز · غلیظ کننده · پرپشت کننده
-
بخش کلفت هر چیز · ستبرا · عمل ضخیم یا ستبر یا غلیظ یا انبوه سازی · ماده ای که با آن آبگونه را غلیظتر می کنند · چگال افزا
-
(صدا) خشن کردن یا شدن · انبوه کردن یا شدن · ستبر کردن یا شدن · سفت کردن · ضخیم کردن یا شدن · غامض شدن · غلیظ شدن · غلیظ کردن یا شدن · پر مایه کردن یا شدن · پر پشت کردن یا شدن · پیچیده تر شدن · کلفت کردن یا شدن · گرفته کردن یا شدن
-
ستبرسازهاي غذايي · عوامل ژلهساز · قوامدهندهها · پایدارکنندهها
-
(صدا) خشن کردن یا شدن · انبوه کردن یا شدن · ستبر کردن یا شدن · سفت کردن · ضخیم کردن یا شدن · غامض شدن · غلیظ شدن · غلیظ کردن یا شدن · پر مایه کردن یا شدن · پر پشت کردن یا شدن · پیچیده تر شدن · کلفت کردن یا شدن · گرفته کردن یا شدن
-
بخش کلفت هر چیز · ستبرا · عمل ضخیم یا ستبر یا غلیظ یا انبوه سازی · ماده ای که با آن آبگونه را غلیظتر می کنند · چگال افزا
Add example
Add