Translation of "thriving" into Persian
بالنده is the translation of "thriving" into Persian.
thriving
adjective
noun
verb
grammar
That thrives; successful; flourishing or prospering. [..]
-
بالنده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "thriving" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "thriving" with translations into Persian
-
(آب و هوا یا شرایط و غیره) به کسی ساختن · (بازار چیزی) گرفتن · (سریع) رشد کردن · آباد شدن · بالیدن · برومند شدن · دوامپافتن، زندهماندن · رستن · رونق داشتن · رونق یافتن · شکفتن · شکوفا شدن · موفق بودن · نمو کردن · پر رونق بودن · پیشرفت کردن · کامران شدن · کامیاب شدن · گل کردن
-
پیشرفت کردن، رونق یافتن
-
(آب و هوا یا شرایط و غیره) به کسی ساختن · (بازار چیزی) گرفتن · (سریع) رشد کردن · آباد شدن · بالیدن · برومند شدن · دوامپافتن، زندهماندن · رستن · رونق داشتن · رونق یافتن · شکفتن · شکوفا شدن · موفق بودن · نمو کردن · پر رونق بودن · پیشرفت کردن · کامران شدن · کامیاب شدن · گل کردن
-
پیشرفت کردن، رونق یافتن
-
(آب و هوا یا شرایط و غیره) به کسی ساختن · (بازار چیزی) گرفتن · (سریع) رشد کردن · آباد شدن · بالیدن · برومند شدن · دوامپافتن، زندهماندن · رستن · رونق داشتن · رونق یافتن · شکفتن · شکوفا شدن · موفق بودن · نمو کردن · پر رونق بودن · پیشرفت کردن · کامران شدن · کامیاب شدن · گل کردن
-
(آب و هوا یا شرایط و غیره) به کسی ساختن · (بازار چیزی) گرفتن · (سریع) رشد کردن · آباد شدن · بالیدن · برومند شدن · دوامپافتن، زندهماندن · رستن · رونق داشتن · رونق یافتن · شکفتن · شکوفا شدن · موفق بودن · نمو کردن · پر رونق بودن · پیشرفت کردن · کامران شدن · کامیاب شدن · گل کردن
Add example
Add