Translation of "tickling" into Persian

غلغلک is the translation of "tickling" into Persian.

tickling adjective noun verb grammar

Present participle of tickle. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • غلغلک

    reflex

    But your mention of a photograph rather tickled my curiosity.

    اما تو به عکسي اشاره کردي که خيلي حس کنجکاوي منو غلغلک داد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "tickling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "tickling" with translations into Persian

  • (خودمانی - معمولا حالت مجهول) خشنود کردن · انگیزاندن · ایجاد خارش کردن · به نشاط آوردن · حظ کردن · خاریدن · خرسند کردن · سر شوق آوردن · سرحال آوردن · غلغلک · غلغلک دادن · غلغلک شدن · قلقلک · قلقلک دادن · قلقلکی بودن · مور مور شدن · مورمور کردن · پخلوچه · پخلیچه · پخپخو
  • شادمان کردن · مست کردن
  • (خودمانی - معمولا حالت مجهول) خشنود کردن · انگیزاندن · ایجاد خارش کردن · به نشاط آوردن · حظ کردن · خاریدن · خرسند کردن · سر شوق آوردن · سرحال آوردن · غلغلک · غلغلک دادن · غلغلک شدن · قلقلک · قلقلک دادن · قلقلکی بودن · مور مور شدن · مورمور کردن · پخلوچه · پخلیچه · پخپخو
Add

Translations of "tickling" into Persian in sentences, translation memory