Translation of "toleration" into Persian
تحمل, اغماض, رواداری are the top translations of "toleration" into Persian.
toleration
noun
grammar
the tolerance of the beliefs or the culture of others [..]
-
تحمل
nounI will not tolerate lying in my home.
من دروغگو تو خونه ي خودم تحمل نميکنم.
-
اغماض
nounIn a Party member, on the other hand, not even the smallest deviation of opinion on the most unimportant subject can be tolerated.
از سوی دیگر، حتی کوچکترین انحراف عقیدتی عضو حزب در مورد موضوعی هرچند بیاهمیت، قابل اغماض نیست.
-
رواداری
practice of deliberately allowing or permitting a thing of which one disapproves
-
Less frequent translations
- مدارا
- تاب
- گذشت
- تسامح
- بردباری
- شکیبایی
- طاقت
- تاب آوری
- رجوع شود به tolerance
- رضایت ضمنی
- قدرت تحمل
- لوطی گری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "toleration" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "toleration" with translations into Persian
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
تحمل به سيل
-
تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني · كارپروردگي ايمني · واكنشهاي ايمني · واكنشهاي ايمنيشناختي · پاسخ ایمنی
-
لمحت هدعاق
-
تحمل سايه
-
تحمل به بيماريها · مستعد عفونت · مقاومت به بیماری · مقاومت ميزبان به بيماريها
-
آسیبپذیری به گرما · تحمل گرما · حساسيت گرمایی · مقاومت به گرما · پايداری گرما
-
تحمل نمک · مقاومت به شوري · مقاومت به نمك
Add example
Add