Translation of "torturer" into Persian
جفاکار, ازار دهنده, زجر کننده are the top translations of "torturer" into Persian.
torturer
noun
grammar
someone who tortures [..]
-
جفاکار
-
ازار دهنده
-
زجر کننده
-
شکنجه دهنده
nounThe public roars with delight that the torturer is acquitted.
و تماشائی ان از اینکه میبینند شکنجه دهنده تبرئه شده است،
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "torturer" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "torturer" with translations into Persian
-
شکنجه با آب · قطره ی چینی
-
رجوع شود به water torture
-
(شدید) درد · (معنی و غیره) پیچاندن · (نادر) پیچش · از شکل انداختن · اضطراب · باپک · تحریف · تحریف کردن · تقلا · جان کندن · دلتنگی · دیودیس کردن · رنج · رنج دادن · زجر · زجر دادن · سکرات مرگ · شکنجه · شکنجه کردن · شکنجه کردن (یا دادن) · عذاب · عذاب دادن · غم و اندوه · وات گشت · وامید · پادافراه · پروانه
-
زجردار · عذاب اور
-
خودآزاری · شکنجه به خود · غصه خوری زیاد
-
(شدید) درد · (معنی و غیره) پیچاندن · (نادر) پیچش · از شکل انداختن · اضطراب · باپک · تحریف · تحریف کردن · تقلا · جان کندن · دلتنگی · دیودیس کردن · رنج · رنج دادن · زجر · زجر دادن · سکرات مرگ · شکنجه · شکنجه کردن · شکنجه کردن (یا دادن) · عذاب · عذاب دادن · غم و اندوه · وات گشت · وامید · پادافراه · پروانه
Add example
Add