Translation of "toss" into Persian
پرتاب, تکان, انداختن are the top translations of "toss" into Persian.
toss
verb
noun
grammar
To flip a coin, to decide a point of contention. [..]
-
پرتاب
nounAhab would once more have been tossed into the sea.
بار دیگر اهب به میان دریا پرتاب میشد.
-
تکان
Buckbeak pawed the ground, tossing his sharp head.
کج منقار چنگالهایش را به زمین کشید و سرش را تکان داد.
-
انداختن
Verb verbi was tossed into a bus with blackedout windows
منو انداختن تو يک اتوبوس که پنجره هاي سياه داشت
-
Less frequent translations
- تلاطم
- افکندن
- آغشتن
- افکنش
- اوژندن
- ، کاویدن، گشتن، زیر و رو کردن، ، جوریدن
- لولیدن
- آمیختن
- جنبیدن
- بلعیدن
- آشوب
- (به این ور و آن ور یا بالا و پایین) بردن
- (لاجرعه) خوردن
- (کاشانی) لوشیدن
- تکان دادن
- جنباندن (با شدت)
- جنبش 0
- دور انداختن
- رجوع شود به toss up
- زیاد بالا بردن
- سر کشیدن
- سوت کردن
- شیر یا خط
- شیر یا خط کردن
- غلت زدن
- فرو دادن
- لول خوردن
- متلاطم کردن
- مخلوط کردن
- پاس (قوس دار)
- پرت کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "toss" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "toss"
Add example
Add