Translation of "transparence" into Persian
شفافیت, پشت نمایی are the top translations of "transparence" into Persian.
transparence
noun
grammar
the state of being transparent [..]
-
شفافیت
nounAmmu wondered at the transparency of that kiss.
آ مو از شفافیت آن بوسه تعجب کرد.
-
پشت نمایی
noun
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "transparence" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "transparence" with translations into Persian
-
فرانمايي(نوري)
-
اسلاید · خواص نوری · درخشش اپالی · روشنی · شفافیت · ضريب شکست · فرانمايي · فرانمایی · فراپیدایی (transparence هم می گویند) · فسفورسانس · قابليت عبور نور · قطبش · وضوح · پراكندگي نور · پشت نمایی
-
آگاهی از بازار · دانش بازار · شفافيت بازار
-
شفافیت
-
(آنچه که از ورای آن می توان دید) ترا نما · آشکار · بدن نما · بی شبهه · بی شیله پیله · ترا پیدا (در برابر: نور تراو translucent) · روشن · رک · شفاف · مبرهن · نازک · ناپیدا · هویدا · واضح
-
(آنچه که از ورای آن می توان دید) ترا نما · آشکار · بدن نما · بی شبهه · بی شیله پیله · ترا پیدا (در برابر: نور تراو translucent) · روشن · رک · شفاف · مبرهن · نازک · ناپیدا · هویدا · واضح
-
(آنچه که از ورای آن می توان دید) ترا نما · آشکار · بدن نما · بی شبهه · بی شیله پیله · ترا پیدا (در برابر: نور تراو translucent) · روشن · رک · شفاف · مبرهن · نازک · ناپیدا · هویدا · واضح
Add example
Add