Translation of "tribunal" into Persian
محکمه, دادگاه, داوری are the top translations of "tribunal" into Persian.
tribunal
noun
grammar
an assembly including one or more judges to conduct judicial business; a court of law [..]
-
محکمه
assembly including one or more judges to conduct judicial business
It will expiate at God's tribunal.
این در محکمه عدل الهی کفاره خواهد بود.
-
دادگاه
nounAt that moment he was conscious that his police agent's stool was a tribunal.
در این لحظه احساس میکرد که چهارپایه پلیسیش مسند دادگاه است.
-
داوری
-
Less frequent translations
- (دادگاه) مسند قضاوت
- (مجازی) قضاوت
- جایگاه قاضی
- دادگاه محکمه
- دیوان دادرسی
- هیئت داوری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "tribunal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "tribunal" with translations into Persian
-
(روم باستان) مقام یا حوزه ی اختیارات قاضی یا امین صلح
-
دادگاه شهر لاهه
-
داوری مدنی
-
(به ویژه در عنوان روزنامه ها) مدافع حقوق مردم · (روم باستان) قاضی · امین صلح · تریبون · حامی ملت · سکوی خطابه · مردم دوست · مردمی · منبر · میز خطابه (بیشتر می گویند: lectern)
-
(به ویژه در عنوان روزنامه ها) مدافع حقوق مردم · (روم باستان) قاضی · امین صلح · تریبون · حامی ملت · سکوی خطابه · مردم دوست · مردمی · منبر · میز خطابه (بیشتر می گویند: lectern)
Add example
Add