Translation of "trifling" into Persian

ناچیز, اهل سرسری گیری, بی وفا are the top translations of "trifling" into Persian.

trifling adjective noun grammar

trivial, or of little importance [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ناچیز

    adjective

    but they were trifles compared to what Jurgis saw with his own eyes before long.

    لکن در مقابل مشهودات یورگیس در این مدت کوتاه، ناچیز بود.

  • اهل سرسری گیری

  • بی وفا

  • Less frequent translations

    • جزئی
    • جفا پیشه
    • ملعبه کننده
    • ناقابل
    • پوچ
    • پیش پا افتاده
    • کم ارزش
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "trifling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "trifling" with translations into Persian

  • (انگلیس - پسخوراک) کیک آغشته به شراب · (با: with) به بازی گرفتن · (جمع) ظروف قلعی · (معمولا با: away) حرام کردن · اصطلاحات فنی · امر جزئی · بازیچه قرار دادن · بازیچه کردن · به شوخی گرفتن · به هدر دادن · رموز فنی · سرسری گرفتن · قلع · مبلغ کم · ملعبه کردن · ناقابل · ناچیز · نکته فنی · هدر دادن · هرز دادن · ور رفتن · پاپاسی · پشیز · چندر غاز · چیز بی اهمیت · چیز جزیی · چیز کم اهمیت · کار بیهوده کردن · کم · یک خرده · یک ذره
Add

Translations of "trifling" into Persian in sentences, translation memory