Translation of "trophied" into Persian
پرمدال, مزین به نشان های افتخار are the top translations of "trophied" into Persian.
trophied
adjective
grammar
Adorned with trophies.
-
پرمدال
-
مزین به نشان های افتخار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "trophied" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "trophied" with translations into Persian
-
(در اصل) بنای یادبود پیروزی · (معماری) تزیین به شکل توده ای سلاح · آذین جنگ افزاری · انعام · به نمایش گذاری غنایم جنگ · جام · جام قهرمانی · جایزه · جایزه (مثلا گلدان نقره که به برنده ی مسابقه می دهند) · رشد [hypertrophy] · سر یا پوست حیوان شکار شده (که معمولا به دیوار می آویزند) · غنائم · غنیمت جنگی (به ویژه سلاح و پرچم دشمن که به عنوان یادبود نگهداری شود) · مدالی که غنایم جنگ را نشان می داد · منار پیروزی (که در میدان نبرد یا در شهر برپا می شد) · نشان افتخار · نشان پیروزی · پرورد · پرورش · پسوند (اسم ساز): تغذیه
Add example
Add