Translation of "troubling" into Persian

غمزده, مسبب ناراحتی are the top translations of "troubling" into Persian.

troubling adjective noun verb grammar

distressing, worrying [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • غمزده

    adjective
  • مسبب ناراحتی

    adjective
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "troubling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "troubling" with translations into Persian

  • مزاحم
  • آشفته · متلاطم · یاغی
  • مشگل گشا
  • (شخص) · عیب یاب · مشکل گشا · کاربراه انداز · کاربرگزار · کاستی یاب · گره گشا
  • (آدم یا چیز) اسباب زحمت · آزار دادن · آزردن · آشوب · اذیت کردن · اشکال · بدبیاری · بلوا · به زحمت انداختن · به هم زدن · بیم · بیماری · تلاش · جهد · خراب · خروشاندن · درد دادن · درد کردن · دردسر · دردسر دادن · دشواری · دغدغه · دقمصه · دلواپسی · رنج · رنج دادن · رنجش · رنجه داشتن · زحمت · زحمت کشیدن · ستوهاندن · سختي · سختی · سر به سر گذاشتن · سربار · سرخر · سعی · شورش · عذاب فکری یا روحی · عیب · فلاکت · مایه زحمت · مایه ی دردسر · متلاطم کردن · مخمصه · مرض · مزاحم · مزاحم شدن · مشکل · مصیبت · مغشوش کردن · ناامنی 0 · ناخوشی · ناراحت کردن · ناراحت کردن یا شدن · ناراحتی · نارسایی 1 · نگراني · نگرانی · هچل · پرآشوب · پریشان کردن · کوشش · گرفتاری
  • (آدم یا چیز) اسباب زحمت · آزار دادن · آزردن · آشوب · اذیت کردن · اشکال · بدبیاری · بلوا · به زحمت انداختن · به هم زدن · بیم · بیماری · تلاش · جهد · خراب · خروشاندن · درد دادن · درد کردن · دردسر · دردسر دادن · دشواری · دغدغه · دقمصه · دلواپسی · رنج · رنج دادن · رنجش · رنجه داشتن · زحمت · زحمت کشیدن · ستوهاندن · سختي · سختی · سر به سر گذاشتن · سربار · سرخر · سعی · شورش · عذاب فکری یا روحی · عیب · فلاکت · مایه زحمت · مایه ی دردسر · متلاطم کردن · مخمصه · مرض · مزاحم · مزاحم شدن · مشکل · مصیبت · مغشوش کردن · ناامنی 0 · ناخوشی · ناراحت کردن · ناراحت کردن یا شدن · ناراحتی · نارسایی 1 · نگراني · نگرانی · هچل · پرآشوب · پریشان کردن · کوشش · گرفتاری
  • (آدم یا چیز) اسباب زحمت · آزار دادن · آزردن · آشوب · اذیت کردن · اشکال · بدبیاری · بلوا · به زحمت انداختن · به هم زدن · بیم · بیماری · تلاش · جهد · خراب · خروشاندن · درد دادن · درد کردن · دردسر · دردسر دادن · دشواری · دغدغه · دقمصه · دلواپسی · رنج · رنج دادن · رنجش · رنجه داشتن · زحمت · زحمت کشیدن · ستوهاندن · سختي · سختی · سر به سر گذاشتن · سربار · سرخر · سعی · شورش · عذاب فکری یا روحی · عیب · فلاکت · مایه زحمت · مایه ی دردسر · متلاطم کردن · مخمصه · مرض · مزاحم · مزاحم شدن · مشکل · مصیبت · مغشوش کردن · ناامنی 0 · ناخوشی · ناراحت کردن · ناراحت کردن یا شدن · ناراحتی · نارسایی 1 · نگراني · نگرانی · هچل · پرآشوب · پریشان کردن · کوشش · گرفتاری
Add

Translations of "troubling" into Persian in sentences, translation memory