Translation of "tuned" into Persian

میزان شده, وفق یافته, کوک شده are the top translations of "tuned" into Persian.

tuned adjective verb

Adjusted in pitch or resonance. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • میزان شده

  • وفق یافته

  • کوک شده

    Jerry Bruckheimer and Don Simpson were very much in tune with their audiences.

    جري. بروکهايمر و دان. سيمپسون هم خيلي خوب با تماشاگرانشون کوک شده بودن

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "tuned" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "tuned" with translations into Persian

  • آهنگین · خوش آهنگ · خوش نوا · موزون
  • مقاله مقدماتی
  • میزان کردن · وفق دادن · کوک کردن
  • دوشاخه
  • (ساز موسیقی) کوک کردن · آهنگ · آهنگ شیرین · تنظیم کردن · خنیا · رامش · رنگ · رگلاژ کردن · سازمند کردن · سازگاری · سامان دادن · سامان مند کردن · فحوا · لحن · موسیقی همراه آواز · میزان کردن · نغمه · نوا · هم نوا کردن · هماهنگ بودن · هماهنگ کردن · هماهنگی · همساز بودن · همساز کردن · همسازی · همنوایی · وفق · وفق دادن · کوک · کوک کردن
  • ساز بودن
  • (دکمه ی رادیو یا تلویزیون و غیره را) تنظیم کردن · (روی ایستگاه فرستنده) میزان کردن · (مجازی) تعدیل و تنظیم کردن · آمادن · آماده ومیزان کردن · جلا دادن · درجه گرفتن · صیقل دادن · فارغ التحصیل شدن · واکس زدن
  • کوک
Add

Translations of "tuned" into Persian in sentences, translation memory