Translation of "turf" into Persian
کلوخ چمنی, چمن, اسبدوانی are the top translations of "turf" into Persian.
turf
verb
noun
grammar
(Irish) a sod of peat used as fuel. [..]
-
کلوخ چمنی
-
چمن
nounShe compared the flowers to enamel amd the turf to Turkey rugs worn thin.
گلها را با میناکاریها و چمن را با گلیمهای مندرس ترک قیاس میکرد.
-
اسبدوانی
though it was much better than swindling either on exchange or turf
گرچه این حرفه از کلاه برداری در بازار سهام یا میدان مسابقه اسبدوانی بهتر بود
-
Less frequent translations
- مرغ
- جولانگاه
- خاکرویه
- سیاخاک
- مرغزار
- (از نظر گروه اوباشان شهری) قلمرو
- (انگلیس) اخراج کردن
- (انگلیس)تورب
- (معمولا با: the) زمین اسبدوانی
- با مرغ پوشاندن
- خاک ریشه دار
- دور انداختن
- ذغال سنگ نارس
- ریشه خاک (sod هم می گویند)
- سوخت گیاهی
- علف پر پشت
- محله ی دربست
- ناحیه ی انحصاری
- چمن پوش کردن
- چمنها
- کلوخ دارای علف و ریشه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "turf" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "turf" with translations into Persian
-
چمن مصنوعی
-
علفهای چمنی
Add example
Add