Translation of "ugliness" into Persian
زشتی, قبح, بدنمایی are the top translations of "ugliness" into Persian.
ugliness
noun
grammar
The condition of being ugly [..]
-
زشتی
nouncondition of being ugly
He stopped, but I never see the duke look so ugly out of his eyes before.
دیگر چیزی نگفت، اما من چشمهای دوک را به این زشتی قبلاً ندیده بودم.
-
قبح
nouncondition of being ugly
-
بدنمایی
The garden, which had been rather spoiled by the ugly buildings
باغ، قدری ضایع شده از ساختمانهای بدنمایی
-
کراهت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ugliness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "ugliness" with translations into Persian
-
نارنگی
-
(قدیمی - خودمانی) لات شهر · چاقوکش محله · کلاه مخملی
-
آگليها · تانجلوها
-
(نام میوه ای که از پیوند پرتقال و نارنگی و گریپ فروت به دست می آید) آگلی · نارنگی
-
آدم یا چیز زشت · بد خلق · بدبخت · بدریخت · بدقلق · بدقیافه · بدنما · بسیار بد · بیرحم · ترسناک · تهدیدآمیز · رکیک · زشت · زننده · زود خشم · شبست · شنیع · قبیح · قناس · مخوف · مزخج · موحش · ناخوشایند · هراس آور · وحشتناک · ورخچ · کریه · گست
-
کودک یا چیز زشت که بعدها زیبا یا موفق و غیره می شود
-
آدم یا چیز زشت · بد خلق · بدبخت · بدریخت · بدقلق · بدقیافه · بدنما · بسیار بد · بیرحم · ترسناک · تهدیدآمیز · رکیک · زشت · زننده · زود خشم · شبست · شنیع · قبیح · قناس · مخوف · مزخج · موحش · ناخوشایند · هراس آور · وحشتناک · ورخچ · کریه · گست
-
آدم یا چیز زشت · بد خلق · بدبخت · بدریخت · بدقلق · بدقیافه · بدنما · بسیار بد · بیرحم · ترسناک · تهدیدآمیز · رکیک · زشت · زننده · زود خشم · شبست · شنیع · قبیح · قناس · مخوف · مزخج · موحش · ناخوشایند · هراس آور · وحشتناک · ورخچ · کریه · گست
Add example
Add