Translation of "undertaking" into Persian
وظیفه, تعهد, تقبل are the top translations of "undertaking" into Persian.
undertaking
noun
verb
grammar
Specifically, the business of an undertaker, or the management of funerals. [..]
-
وظیفه
noun -
تعهد
It's a very brave undertaking if I may say so, sir.
اين يک تعهد خيلي شجاعانه است اگه بتونم اينو بگم قربان
-
تقبل
But my powers where are they for this undertaking?
گفتی قدرتها یتو این قدرتها برای تقبل چنین کاری کجا هستند؟
-
Less frequent translations
- متعهد
- تضمین
- امرمهم
- تکلیف
- طرح
- (به) گردن گیری
- به عهده گیری
- حرفه ی کفن و دفن
- قول و قرار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "undertaking" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "undertaking" with translations into Persian
-
مقاطعه کاری وابسته
-
(به) گردن گرفتن · (قدیمی) مرده شویی (کفن و دفن) کردن · به عهده گرفتن · تضمین کردن · تعهد کردن · تقبل کردن · توجه کردن · تیمار کردن · عهده دار · قبول کردن آن است که فقط یک نفر بتواند آن را به عهده بگیرد. · قول و قرار گذاشتن · متعهد شدن · پذیرفتن · پرستاری کردن · پیمان بستن · کوشش کردن
-
متعهد · مسئول
-
حادثه · سرگذشت · ماجرا · ماجراجویی · مخاطره
-
مامور كفن و دفن
-
به عهده گیرنده · تقبل کننده · خاکسپار (funeral director هم می گویند) · مامور کفن و دفن · متعهد · مسئول · پذیرا · پذیرنده · کارپذیر
-
به عهده گرفتن، تقبل کردن · تقبل کردن- تعهد دادن- متعهد شدن- به عهده گرفتن
-
(به) گردن گرفتن · (قدیمی) مرده شویی (کفن و دفن) کردن · به عهده گرفتن · تضمین کردن · تعهد کردن · تقبل کردن · توجه کردن · تیمار کردن · عهده دار · قبول کردن آن است که فقط یک نفر بتواند آن را به عهده بگیرد. · قول و قرار گذاشتن · متعهد شدن · پذیرفتن · پرستاری کردن · پیمان بستن · کوشش کردن
Add example
Add