Translation of "vegetable" into Persian
سبزی, گیاهی, نباتی are the top translations of "vegetable" into Persian.
vegetable
adjective
noun
grammar
Any plant. [..]
-
سبزی
nounany plant [..]
Women commuted to work to gather their fruits and vegetables.
شغل زنان جمع آوری میوه و سبزی بود.
-
گیاهی
adjectiveuntil his or her view is obstructed by vegetation.
تا زمانی که دیدش با پوشش گیاهی مسدود شود.
-
نباتی
adjectiveThat the symptoms of tetanus and poisoning by vegetable substances are the same
علائم مرض تتانوس و شخص مسموم با سمومات نباتی یکی است و هیچ فرقی ندارد.
-
Less frequent translations
- گياه
- ترهبار
- نبات
- سبزيجات
- گیاه
- علف
- صیفیجات
- رستنی
- هایگ
- گیا
- ب
- آدم گیاه مانند (به خاطر فلج شدن یا ناپویایی)
- تره بار
- وابسته به گیاه
- گیاه (در برابر: جانور یا مواد غیر آلی)
- گیاه خوراکی (برگ خوراکی مانند اسفناج - ریشه ی خوراکی مانندسیب زمینی - میوه ی بته ای مانند گوجه فرنگی و بادمجان - دانه ی خوراکی مانند لوبیاسبز - ساقه ی خوراکی مانند کرفس)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "vegetable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "vegetable"
Phrases similar to "vegetable" with translations into Persian
-
رجوع شود به luffa
-
سبزيجات كدويه · سبزیجات جالیزی
-
سبزیجات منجمد
-
آبسبزیها
-
رويش كف جنگل · زيراشكوب · زيرگياه · زیررست
-
سبزیجات کنسروشده
Add example
Add