Translation of "veiled" into Persian

حجاب دار, در لفافه, روبنده زده are the top translations of "veiled" into Persian.

veiled adjective verb

Hidden, such as by a veil. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • حجاب دار

  • در لفافه

    polite requests, solicitations and threats so often veiled?

    درخواست های محترمانه، ترغیب و تهدید عموما در لفافه ارایه می شود ؟

  • روبنده زده

    but it had also brought the smell of the desert and of veiled women.

    اما رایحه ی بیابان و زنان روبنده زده را هم با خود آورده بود

  • Less frequent translations

    • روگرفته
    • مبهم
    • مستور
    • نهان
    • پنهان
    • پوشیده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "veiled" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "veiled" with translations into Persian

  • تور · حجاب · رخپوشی · شبکه · لفافه · مه خفیف · نقاب · پارچه ی توری · پرده · پوشش
  • (راهبه ها) سرپوش · (زیست شناسی) رجوع شود به velum 0 · (عروس) تور روی صورت · (محلی) رجوع شود به caul · برقع · تور · حجاب · حجاب را رعایت کردن · رخپوش · رخپوشی · رخپوشی کردن · روبنده · روبنده زدن · روسری · روپوشه · روی خود را گرفتن · سراگوش · شبکه تارعنکبوت · لفافه · مخفف : humeral veil · مستور کردن · نقاب · نقاب (ابهامزدایی) · نهان کردن · واشام · پرده · پرده زدن · پنهان کردن · پوشاندن · پوشش · پیچه · چادر
  • اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
  • (کلیسا) شال ابریشم که کشیشان در برخی مراسم بردوش خود می اندازند
  • (راهبه ها) سرپوش · (زیست شناسی) رجوع شود به velum 0 · (عروس) تور روی صورت · (محلی) رجوع شود به caul · برقع · تور · حجاب · حجاب را رعایت کردن · رخپوش · رخپوشی · رخپوشی کردن · روبنده · روبنده زدن · روسری · روپوشه · روی خود را گرفتن · سراگوش · شبکه تارعنکبوت · لفافه · مخفف : humeral veil · مستور کردن · نقاب · نقاب (ابهامزدایی) · نهان کردن · واشام · پرده · پرده زدن · پنهان کردن · پوشاندن · پوشش · پیچه · چادر
  • (راهبه ها) سرپوش · (زیست شناسی) رجوع شود به velum 0 · (عروس) تور روی صورت · (محلی) رجوع شود به caul · برقع · تور · حجاب · حجاب را رعایت کردن · رخپوش · رخپوشی · رخپوشی کردن · روبنده · روبنده زدن · روسری · روپوشه · روی خود را گرفتن · سراگوش · شبکه تارعنکبوت · لفافه · مخفف : humeral veil · مستور کردن · نقاب · نقاب (ابهامزدایی) · نهان کردن · واشام · پرده · پرده زدن · پنهان کردن · پوشاندن · پوشش · پیچه · چادر
  • (راهبه ها) سرپوش · (زیست شناسی) رجوع شود به velum 0 · (عروس) تور روی صورت · (محلی) رجوع شود به caul · برقع · تور · حجاب · حجاب را رعایت کردن · رخپوش · رخپوشی · رخپوشی کردن · روبنده · روبنده زدن · روسری · روپوشه · روی خود را گرفتن · سراگوش · شبکه تارعنکبوت · لفافه · مخفف : humeral veil · مستور کردن · نقاب · نقاب (ابهامزدایی) · نهان کردن · واشام · پرده · پرده زدن · پنهان کردن · پوشاندن · پوشش · پیچه · چادر
Add

Translations of "veiled" into Persian in sentences, translation memory