Translation of "veined" into Persian
وریددار, دارای نقش رگه مانند, رگ دار are the top translations of "veined" into Persian.
veined
adjective
grammar
Having veins or veinlike markings [..]
-
وریددار
-
دارای نقش رگه مانند
-
رگ دار
Yes, that one ... on your middle finger, with the little veins in it, what stone is that? Mitya persisted, like a peevish child.
دیمیتری مانند کودک لجوجی با یکنوع آشفتگی اصرار ورزید: انگشتری را که بر انگشت سوم دارید میگویم. آن نگین رگ دار چیست؟
-
رگه دار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "veined" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "veined" with translations into Persian
-
رگ بندی · شبکه بندی رگ ها یا رگه ها · طرح رگه رگه
-
سیاهرگ زیربغلی
-
سیاهرگ رودهبندی بالایی
-
سیاهرگ ریوی
-
سیاهرگ وداج خارجی
-
(زمین شناسی - کان) رگه · (سنگ یا چوب) رگه · (عامیانه) رگ · (مانند رگ ها) منشعب شدن · (گیاه شناسی) رگبرگ · حالت 0 · خلق · رجوع شود به lode · رشته · روش · رگ دار کردن 1 · رگه · رگه اصلی · سبک · سیاهرگ · سیاهرگ (در برابر: سرخرگ artery) · شاخه شاخه شدن · شبکه دار کردن یا شدن · طرح · عرق · ورید · وریددار کردن · گر
-
ورید باب
-
گرفتگی سیاهرگ کلیوی
Add example
Add