Translation of "vent" into Persian
مخرج, هواکش, سوراخ are the top translations of "vent" into Persian.
vent
verb
noun
grammar
An opening through which gases, especially air, can pass. [..]
-
مخرج
nounFrom this last vent no blood yet came
از این مخرج اخری هنوز خون نمیآمد
-
هواکش
Hellman thinks we can get a team in the vent above Roman.
هلمن فکر ميکنه که ما ميتونيم يه تيم رو به سيستم هواکش بالاي سر رومن ببريم
-
سوراخ
nounHe stepped into the middle of the car and looked around nervously for hidden vents or loopholes.
به وسط آسانسور رفت و مشغول جستجو برای سوراخها یا شکافهای مخفی شد.
-
Less frequent translations
- دررو
- بادگیر
- آتشفشان
- منفذ
- درز
- دریچه
- شکاف
- بادراه
- بادرسان
- برونراه
- دودراه
- هوارسان
- هواگیر
- روزن
- مرز
- (به ویژه ماهی و پرنده و خزنده) مقعد
- (توپ و تفنگ قدیمی) سوراخ فتیله
- (خشم یا دق دل را) خالی کردن
- (در پشت کت و پالتو و در طرفین دامن زنانه) چاک
- باد آهنج
- بادگیردار کردن
- برون کشیدن
- بیان کردن
- بیرون دادن
- بیرون ریختن
- تخلیه کردن (به ویژه هوا و گاز)
- دارای هواکش کردن
- درز گذاشتن
- سوراخ دودکش
- سوراخ مخزن
- لوله ی تهویه
- چاک دار کردن
- کوه آتشفشان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "vent" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "vent"
Phrases similar to "vent" with translations into Persian
-
کبوتر دریایی دمگاهسیاه
-
دستگاههای تهویه · هواكشها · ونتیلاتورها
-
سسکک تهحنایی
-
مگسگیر بهشتی تهحنایی
-
درد دل کردن
-
دريچه گذاشتن براي
-
نان پر شده از گوشت مرغ و غیره · والووان
Add example
Add