Translation of "ventilation" into Persian
تهویه, تهويه, تنفس are the top translations of "ventilation" into Persian.
The replacement of stale or noxious air with fresh. [..]
-
تهویه
nounintentional introduction of outside air into a space
Without the power on, there's no ventilation, no air.
اگه برق نباشه ، سیستم تهویه ی اونجا کار نمیکنه و هوایی نمیاد.
-
تهويه
The process of supplying or removing air, by natural or mechanical means, to or from any space; such air may or may not have been conditioned.
Someone disabled the fire alarm, and they're about to release a bioweapon through the ventilation system.
يکي آژير خطر رو غرفعال کرده ، و ميخوان از سيستم تهويه يه سلاح شيميايي رو آزاد کنن.
-
تنفس
nounfirst of all, you can use natural ventilation. You can use body breath.
اول اینکه ،می توانید ازتهویه طبیعی استفاده کنید. بگذارید بدنتون تنفس کنه.
-
Less frequent translations
- وزانش
- هوارسانی
- هواکشی
- ونتیلاسیون
- هواخوری
- هوایش
- ابراز
- اعلام
- بیان
- تازه سازی هوا
- دستگاه تهویه
- دستگاه وزانش
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ventilation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "ventilation" with translations into Persian
-
بادخور · دریچه · هواکش
-
دستگاههای تهویه · هواكشها · ونتیلاتورها
-
تنفس · تهويه ريوي · حجم تنفسي · سوخت و ساز تنفسي · نفسكشيدن
-
تهویه · فضای دارای تهویه مناسب
-
بادآور · بادزن · دستگاه تهویه · دستگاه وزانش · فن · فن الکتریکی · هوارسان · هواکش · وزانگر
-
(به ویژه هوا) تخلیه کردن · (خون را) اکسیژن دادن · (قدیمی) پاش دادن · (هوای محلی را) عوض کردن · (پیش همگان) اظهار کردن · آشکار کردن · اعلام کردن · باد دادن (رجوع شود به winnow) · بادرسان دار کردن · بروز دادن · تازه کردن · تهویه کردن · علنی کردن · هوا دادن · هوارسانی کردن · هواکش دار کردن · وزاندن
-
بازیابی تهویه انرژی
-
سیستم تهویه طبیعی