Translation of "vernacular" into Persian
محلی, بومی, (گیاه و جانور) اسم محلی (در برابر اسم علمی و لاتین طبق اصول رده بندی) are the top translations of "vernacular" into Persian.
vernacular
adjective
noun
grammar
Of or pertaining to everyday language. [..]
-
محلی
noun -
بومی
adjectiveit's in the vernacular.
در زبانِ بومی هم هست.
-
(گیاه و جانور) اسم محلی (در برابر اسم علمی و لاتین طبق اصول رده بندی)
-
Less frequent translations
- اصطلاح عامیانه
- به زبان محلی
- به گویش محلی
- بوم زبان
- بوم زبانی
- بوم نام
- بوم گویش
- بوم گویشی
- بومی زبان
- زبان اهل پیشه ی بخصوص
- زبان زرگری
- زبان مادری
- زبان محلی
- لهجه خاص
- متکلم به زبان محل
- نویسنده به زبان محل
- وابسته به زبان محلی
- واژه ی محلی
- گویش محلی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "vernacular" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "vernacular" with translations into Persian
-
معماری بومی
-
عکاسی عامیانه
-
(واژه یا عبارت یا طرز کاربرد و غیره) بومی · به کار بردن زبان محلی یا مادری · بوم زبان گرایی · بوم زبانی · بوم گویش گرایی · محلی · گویشی
-
(واژه یا عبارت یا طرز کاربرد و غیره) بومی · به کار بردن زبان محلی یا مادری · بوم زبان گرایی · بوم زبانی · بوم گویش گرایی · محلی · گویشی
Add example
Add