Translation of "veto" into Persian
حق وتو, منع, وتو are the top translations of "veto" into Persian.
veto
verb
noun
grammar
A political right to disapprove of (and thereby stop) the process of a decision, a law etc. [..]
-
حق وتو
legal power to unilaterally stop an official action, especially the enactment of legislation
Our agreement doesn't give you veto power.
توافقمون به تو حق وتو نميده
-
منع
noun -
وتو
nounWe don't want to undermine the veto of permanent members.
ما نمی خوایم وتو یکی از اعضا دائم رو زیرسوال ببریم.
-
Less frequent translations
- رد
- بازداشتن
- بازداری
- وتوکردن
- (امریکا) حق رییس جمهور یا فرماندار ایالت به وتو کردن لوایح پارلمانی (اگر لایحه دوباره بادوسوم آرا تصویب شود وتو خنثی می شود و لایحه قانونی است)
- بازداشتن از
- توضیح کتبی علل وتو (توسط رییس جمهور یا فرماندار)
- حق رد
- رای مخالف
- رد کردن
- قائل نشدن
- ممنوع کردن
- منع کردن
- منفی کردن
- نشانه مخالفت
- وتو کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "veto" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "veto" with translations into Persian
-
(امریکا) مردود سازی مصوبه ی کنگره با خودداری از امضا کردن آن ظرف ده روز · وتوی غیر مستقیم (توسط رییس جمهور)
-
لحضه یا مرحله وتو کردن
-
(امریکا - در مورد برخی فرمانداران - حق رد کردن برخی از ماده ها یا اقلام لایحه و غیره بدون رد کردن همه ی آن) وتوی جز به جز
Add example
Add