Translation of "vice-" into Persian
دستیار, فریار [viceregal], قائم مقام are the top translations of "vice-" into Persian.
vice-
Prefix
Someone who takes the place of someone else; a deputy. [..]
-
دستیار
noun -
فریار [viceregal]
-
قائم مقام
She rose from her chair, flustered, and hurried into the vice president's office.
سپس را عجله از روی صندلیاش بلند شد و به اتاق قائم مقام بانک رفت
-
Less frequent translations
- نایب
- پیشوند: معاون
- یاور
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "vice-" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "vice-" with translations into Persian
-
(نیروی دریایی) دریابان · دریابان · دریاسالار
-
میز گیره دار
-
دستیار فرنشین · فرنشین یار · معاون رییس · یارسالار
-
بالعکس · باژگونه · برعکس · در مقابل · وارون وار
-
اتومبیلدزدی بزرگ: وایس سیتی
-
معاون رییس دانشگاه · معاون صدر اعظم
-
(اسب و سگ و غیره) بدقلقی · (انگلیس) رجوع شود به vise · (به ویژه در آثار هنری) عیب · بدجنسی · بدسرشتی · بدی · خباثت · خبث · خدشه · رذیلت · سستی · سیاه دلی · شرارت · صفت بد · ضعف اخلاق · عادت بد · عمل بد · عیب · عیب بدنی · فریار · فساد · فسق و فجور · قائم مقام · معاون · منگنه · نابکاری · نایب · نحیفی · نفص · نقص · نقص جسمی · هرزی · پلیدی · کار زشت · گناه · گناه کوچک · گيره آهنگری · گیره · یاور
-
بالنوکزنی · رفتار منحرف · رفتار ناهنجار · رواننژنديها · شرارتها
Add example
Add