Translation of "vigor" into Persian

قدرت, توان, نیرو are the top translations of "vigor" into Persian.

vigor noun grammar

(American) Alternative spelling of vigour. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قدرت

    noun

    Preserving vital essence concentrating vigor boosting the spirit.

    باقي نگه داشتن ، جوهره زيستي تمرکز قدرت بالا بردن سرعت

  • توان

    noun

    To avoid being swept downstream, we must vigorously swim in the other direction.

    برای این که بتواند در جهتی که میخواهد پیش رود باید با تمام قوا خلاف جهت آب شنا کند.

  • نیرو

    noun
  • Less frequent translations

    • بنیه
    • شور
    • حرارت
    • شدت
    • سختی
    • ستهمی
    • (گیاه و جانور) قدرت رشد
    • تب و تاب
    • رشد تند و حاکی از سلامتی
    • زور (انگلیس : vigour)
    • نیروی زیستی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "vigor" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "vigor" with translations into Persian

  • بازور · باقوت · شدیدا
  • رجوع شود به heterosis
  • (گیاه) برومند · بسیار، وافر، فراوان · تندرست · تهمتن · توانمند · جدی · خوش رشد · زورمند · زورمندانه · سبز و خرم · ستهم · سخت · سرزنده · سرسخت · سرسختانه · شاداب · شديد · شدید · قاطع · قاطعانه · قدرتمند · قلچماق · مجدانه · محکم · نیرومند · پرتوان · پرشور و حرارت · پرنیرو
  • خوش بنیگی · زورمندی
  • (گیاه) برومند · بسیار، وافر، فراوان · تندرست · تهمتن · توانمند · جدی · خوش رشد · زورمند · زورمندانه · سبز و خرم · ستهم · سخت · سرزنده · سرسخت · سرسختانه · شاداب · شديد · شدید · قاطع · قاطعانه · قدرتمند · قلچماق · مجدانه · محکم · نیرومند · پرتوان · پرشور و حرارت · پرنیرو
  • (گیاه) برومند · بسیار، وافر، فراوان · تندرست · تهمتن · توانمند · جدی · خوش رشد · زورمند · زورمندانه · سبز و خرم · ستهم · سخت · سرزنده · سرسخت · سرسختانه · شاداب · شديد · شدید · قاطع · قاطعانه · قدرتمند · قلچماق · مجدانه · محکم · نیرومند · پرتوان · پرشور و حرارت · پرنیرو
  • بازور · باقوت · شدیدا
Add

Translations of "vigor" into Persian in sentences, translation memory