Translation of "virginal" into Persian
دست نخورده, عفیف, باکره are the top translations of "virginal" into Persian.
virginal
adjective
noun
grammar
Being or resembling a virgin. [..]
-
دست نخورده
adjective -
عفیف
adjective -
باکره
nounfor she interpreted it as an allusion to her virginity.
زیرا آن را اشارهی ضمنی به باکره بودن خود تلقی کرد.
-
Less frequent translations
- پاک
- بافضیلت
- پاکدامن
- پرهیزکار
- (جانورشناسی) بارور نشده
- (ساز موسیقی قرن 61) ورجینال
- استفاده نشده
- در حالت باکرگی
- درخور دوشیزه ها
- دوشیزه ای
- دوشیزه وار
- لقاح نشده
- وابسته به یا برازنده ی باکره ها
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "virginal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "virginal"
Phrases similar to "virginal" with translations into Persian
-
جزاير ويرجين (يو.اس.آ)
-
(روم باستان) راهبه ی وستا (دختران باکره که در معبد وستا خدمت می کردند) · باکرههای وستال
-
(الهیات مسیحی) اعتقاد به تولد عیسی از مریم باکره · بکرزایی · رجوع شود به parthenogenesis
-
بکری
-
یکی از لقب های ملکه الیزابت اول (رجوع شود به Elizabeth)
-
خاکهای بکر
-
جزایر ویرجین ایالات متحده
-
جزاير ويرجين آمريكا
Add example
Add