Translation of "visual" into Persian
بصری, تصویری, دیداری are the top translations of "visual" into Persian.
visual
adjective
noun
grammar
related to or affecting the vision [..]
-
بصری
And here, you can actually see how visualization is being used.
و در اینجا مشاهده میکنید که چگونه از بصری سازی استفاده شده است.
-
تصویری
I'm putting together a visual for you to take into the board meeting.
دارم برایت یک پیشنهاد تصویری آماده میکنم که برای جلسه هیات مدیره ببری.
-
دیداری
And it really — it's almost like doing visual puns all the time.
و تقریباً مثل این میماند که دائم در حال ساختن جناس های دیداری با آنها باشی.
-
Less frequent translations
- تجسمی
- چشمی
- دیدی
- فرتورانگیز
- فرتوری
- تصوری
- (جمع - فیلم و تلویزیون) عوامل بصری (در برابر عوامل صوتی و غیره)
- (خلبانی و غیره) انجام شدنی با چشم (و نه به کمک ابزار)
- (فیلم سینمایی - تلویزیون) تکه ی فیلم یا عکس (که در فیلم های خبری یا مستند به کار می رود)
- ديداري
- رجوع شود به optical
- رجوع شود به visible
- وابسته به بینایی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "visual" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "visual" with translations into Persian
-
ویژوال سی++
-
تجسم · تصور
-
صفحه نمایش مانیتور
-
بینا · بینایی · دید · رویت · مشاهده
-
ابزار Visual Studio برنامه های کاربردی
-
آزمون میدان بینایی
-
ویژوال سورسسیف
-
ویژوال بیسیک
Add example
Add