Translation of "wadding" into Persian
(پنبه و غیره) گلوله, (پنبه یا کهنه و غیره برای بسته بندی و غیره) لفاف, تو تشکی are the top translations of "wadding" into Persian.
wadding
verb
noun
grammar
wads collectively [..]
-
(پنبه و غیره) گلوله
-
(پنبه یا کهنه و غیره برای بسته بندی و غیره) لفاف
-
تو تشکی
-
Less frequent translations
- تو دوزی
- تولحافی
- لایه
- لایی
- پنبه ی بسته بندی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "wadding" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Wadding
proper
A surname.
+
Add translation
Add
"Wadding" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Wadding in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "wadding" with translations into Persian
-
فراوان
-
(اسکاتلند) رجوع شود به would · (با پنبه یا نمد وغیره) تودوزی کردن · (با پنبه یا کهنه و غیره) سوراخ یا درز چیزی را گرفتن · (توده ی پنبه یا پارچه و غیره که برای گرفتن درز یا سوراخ یا برای بسته بندی و لفاف و غیره به کار می رود) لنت · (عامیانه) دار و ندار · (عامیانه) مقدار زیاد · (عامیانه) یک دسته اسکناس · (لوله ی تفنگ و فشنگ و غیره) سر پرکن · (پنبه یا کاغذ و غیره) گلوله · آستری · آکندن · اپل ساختن · تعمق · تفکر · تو لحافی · توده · توده کاه · تودوزی · تپاندن · دارایی · دسته · دسته کردن · دودکش · زه پوکه · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · فرو بردن · فشردن · قلمبه · قلمبه کردن · لایی · لفاف · لقمه جویده · لوله · لوله بند · لوله کردن · مچاله · مچاله کردن · نشخوار · نمد · نواله · هست و نیست · همه ی پول شخص · پر کردن · پرکردن · پول زیاد · چونه · چپاندن · کوه · کوهستان · کوهستانی · کیپ کردن · گلوله کردن · یک دنیا · یک عالمه
Add example
Add