Translation of "wattled" into Persian

چپردار, چپری, (مثلا بوقلمون) غبغب دار are the top translations of "wattled" into Persian.

wattled adjective verb grammar

having a wattle [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • چپردار

  • چپری

  • (مثلا بوقلمون) غبغب دار

  • Less frequent translations

    • آویز گوشتی
    • ساخته شده از شاخ و برگ به هم بافته
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "wattled" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "wattled" with translations into Persian

  • (انگلیس - محلی) ترکه · (برخی ماهیان) ریشک · (بوقلمون و برخی جانوران) غبغب · (جمع) ستون یا دیرک (برای نگهداشتن سقف) · (دیوار و نرده و تاق و غیره) چپر · (دیوار یا سقف) با چپر ساختن · (شاخ و برگ) در هم بافتن · akāsiyā · aqāqiyā · آویز گوشت · توفال · جگن · دامن · دگلان · سبدوار به هم وصل کردن · سبدی · شاخچه · قرمز گوشت · لار · لاله گوش · میله · چپر ساختن · چپری · چپری کردن
  • آكاسياي نقرهاي · آکاسیا دآلباتا · حساسه · گیاه حساس
  • آكاسيا دكورانس موليس · آکاسیا میرنسیای
  • (انگلیس - محلی) ترکه · (برخی ماهیان) ریشک · (بوقلمون و برخی جانوران) غبغب · (جمع) ستون یا دیرک (برای نگهداشتن سقف) · (دیوار و نرده و تاق و غیره) چپر · (دیوار یا سقف) با چپر ساختن · (شاخ و برگ) در هم بافتن · akāsiyā · aqāqiyā · آویز گوشت · توفال · جگن · دامن · دگلان · سبدوار به هم وصل کردن · سبدی · شاخچه · قرمز گوشت · لار · لاله گوش · میله · چپر ساختن · چپری · چپری کردن
Add

Translations of "wattled" into Persian in sentences, translation memory