Translation of "wax" into Persian

موم, واکس, وخشیدن are the top translations of "wax" into Persian.

wax adjective verb noun grammar

Beeswax. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • موم

    noun

    oily, water-resistant substance [..]

    Lorenzo Daza discovered a letter, its envelope sealed with wax, in the entryway to his house.

    لورن زو داثا در حیاط خلوت خانه نامهای دید که پاکت آن مهر و موم شده بود.

  • واکس

    noun

    preparation containing wax, used as a polish

    The knives were not sharpened, nor the floors waxed

    کاردها هیچ وقت تیز نبودند و کف آپارتمانها واکس نمیخوردند.

  • وخشیدن

    verb

    literary: grow

  • Less frequent translations

    • رستن
    • شدن
    • انگم
    • پارافین
    • صمغ
    • ژد
    • ریم
    • عصبانیت
    • (انگلیس - عامیانه) خشم
    • (قدیمی) صفحه ی گرامافون
    • (ماه) رو به بدر رفتن (در برابر: رو به محاق رفتن wane)
    • (نادر) سخن گفتن
    • (نیرو یا شدت یا مقدار و غیره) زیاد شدن
    • (گوش) چرک
    • افزایش یافتن
    • براق کردن
    • برق انداختن
    • بزرگ شدن
    • جلا دادن
    • حرف زدن
    • رجوع شود به sealing wax
    • موم زدن
    • هر چیز موم مانند
    • واکس زدن (کف اتاق یا مبل و غیره را)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "wax" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "wax"

Phrases similar to "wax" with translations into Persian

  • لوبیا چیتی
  • موم ژاپنی (ماده ی روغنی و سپید فامی که از میوه ی چند نوع سماق آسیایی گرفته می شود و در جلا کاری و غیره کاربرد دارد)
  • (گیاه شناسی) · بتهوونيا سريفرا · رجوع شود به carnauba · سروگزیلون آندیکولا · نخل موم · نخل موم (Ceroxylon andicola) · نخل موم آمريكاي جنوبي
  • (جانور شناسی) موم خستر (انواع حشرات لاک پوست که ماده ی موم مانندی از خود ترشح می کنند به ویژه Ericeru pela)
  • پارافین
  • بنينكاسا سريفرا · بنینکاسا هیسپیدا · كدوي سفيد · كدوي مومي
  • اوژنیا جاوانیکا · سيب جاوا · سيزيژيوم جاوانيكوم
  • گياهان جلايي · گیاهان مومی
Add

Translations of "wax" into Persian in sentences, translation memory