Translation of "weathered" into Persian
(معماری) دارای درگاه یا تاقچه یا سر دیوار شیب دار (برای جاری شدن آب باران), رنگ و رو رفته (در اثر باد و باران), هوا دیده are the top translations of "weathered" into Persian.
weathered
adjective
verb
grammar
worn by weather; as of rocks, stone, etc. [..]
-
(معماری) دارای درگاه یا تاقچه یا سر دیوار شیب دار (برای جاری شدن آب باران)
-
رنگ و رو رفته (در اثر باد و باران)
-
هوا دیده
Long seasoned and weather stained in the typhoons and calms of all four oceans
این کشتی در توفانها و آرامشهای هر چهار اقیانوس همه گونه هوا دیده و پرورده شده بود
-
هوا زده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "weathered" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "weathered" with translations into Persian
-
دادههاي هواشناختي · دادههای وضع هوا
-
اداره ی هواشناسی
-
مخاطرات اقليمي · مخاطرات هوایی
-
(به سلامت) گذشتن از · (در اثر آفتاب یا باد و باران و غیره) تغییر رنگ دادن · (زیر پنجره یا سر دیوار و غیره را برای جاری شدن آب باران) شیب دار کردن 0 · (کشتی) در جهت باد حرکت کردن · آب و هوا · آبوهوا · آراستن · از سمت بادگیر رفتن · باد سوی · باد و باران · بی سقف · تحمل کردن · تغییر فصل · توفان · جان سالم به در بردن · جستن · در جهت باد · در معرض آب و هوا · در معرض باد و باران · در معرض هوا قرار دادن · سایند شدن · ساییدن · ساییده شدن · سمت باد · شرایط جوی · شرایط هوایی · هوا · هوا دادن · هوا زده کردن یا شدن · هوای بد · وضع هوا · پشت سر گذاشتن
-
بالون هواشناسی
-
مناسب برای · نیم راه
-
گزارشهای وضع هوا
-
جبهه هوا
Add example
Add