Translation of "well" into Persian
چاه, خوب, سالم are the top translations of "well" into Persian.
well
adjective
verb
noun
interjection
adverb
grammar
(manner) Accurately, competently. [..]
-
چاه
nounhole sunk into the ground
Your boy picked a bad time to fall down a well.
پسرتون وقت بدي رو براي افتادن تو چاه انتخاب کرد.
-
خوب
adverbaccurately; competently
Last night was very hot and muggy, so I didn't sleep so well.
دیشب هوا خیلی گرم و شرجی بود، به همین خاطر نتوانستم خوب بخوابم.
-
سالم
adjectiveAnd it also will affect normal circuits as well as the abnormal ones that you want to fix.
و این همچنین هم روی مدارهای سالم تاثیر میگذاره و هم روی آنهایی که میخواهیم ترمیم شوند.
-
Less frequent translations
- تندرست
- خوش
- چشمه
- سرچشمه
- دوات
- بسیار
- خیلی
- چاهی
- کاملا
- نیک
- مناسب
- eudemonic
- بجا
- درخور
- چاله
- احتمالا
- موجه
- بسی
- سوراخ
- انبار
- انبارچه
- تراویدن
- لنگردان
- هژیر
- وشت
- فرورفتگی
- پلکان
- پرتگاه
- (آب یا احساسات و غیره) جوشیدن
- (اسکاتلند) رجوع شود به fountain
- (اطلاعات و غیره) گنجینه 1
- (باهایفن) خوب -
- (بخش خالی که پلکان دور آن قرار دارد) چاه پلکان
- (حرف ندا) خب
- (دوات یا قلم خودنویس و غیره) منبع
- (معمولا جمع) چشمه های آب معدنی
- (کشتی) تلمبه خانه (pump well هم می گویند)
- - چاه
- اصل وسرچشمه
- با دلیل
- به به
- به حق
- جاری شدن
- خوش -
- خیلی خوب
- سر چشمه
- فضای خالی میان پلکان (stairwell هم می گویند) 0
- منبع خبر
- وابسته به چاه
- پر -
- چاه آسانسور (که آسانسور درآن حرکت می کند - elevator shaft هم می گویند)
- چاه کشتی (که لنگر در آن قرار می گیرد)
- چشمه (spring هم می گویند)
- گودال 2
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "well" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Well
Well (Chinese constellation)
-
خُب
Images with "well"
Phrases similar to "well" with translations into Persian
-
آدم بی عرضه · بی کاره · تنه لش · کاهل
-
اکثر/اکثریت قریب به اتفاق
Add example
Add