Translation of "whistling" into Persian

سوت زدن, (اسب) تنفس همراه با سوت, خس خس are the top translations of "whistling" into Persian.

whistling noun verb grammar

Present participle of whistle. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سوت زدن

    We kept trying to attract their attention by waving our life jackets and whistling.

    تلاش برای جذب کردن توجه آنها با تکان دادن ژاکت های نجات و سوت زدن را ادامه دادیم.

  • (اسب) تنفس همراه با سوت

  • خس خس

  • Less frequent translations

    • سوت
    • سوت زنی
    • نفس تنگی
    • نفیر
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "whistling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "whistling" with translations into Persian

  • اردک سوتزن سیاهنوک
  • (به ویژه در ادارات دولتی) کسی که خطاکاری یا خطاکاران را لو می دهد
  • (جانور شناسی) قوی سوتی (قوی درشت اندام و سپید بومی امریکای شمالی : Olor columbianus)
  • کبوتر میوهخوار سوتزن
  • (از سکوی واگن) نطق کردن · (امریکا - مبارزات انتخاباتی)توقف در شهر کوچک و ایراد نطق (معمولا از سکوی قطار) · (برای ایراد نطق) توقف کردن · (راه آهن) شهر کوچک · ایستگاه فرعی (که معمولا فقط در شرایط فوق العاده در آن توقف می شود)
  • اردک سوتزن شکمسیاه
  • اردک سوتزن خالدار
  • سوت
Add

Translations of "whistling" into Persian in sentences, translation memory