Translation of "whole" into Persian

تمام, سالم, همه are the top translations of "whole" into Persian.

whole adjective noun adverb grammar

(colloquial) in entirety; entirely; wholly [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تمام

    adjective

    entire

    You have been thinking about this problem the whole morning. Take a break; go eat lunch.

    تو روی این مسئله تمام صبح فکر کرده ای. استراحتی کن و ناهار بخور.

  • سالم

    adjective

    Dude, you gotta play along with this whole pledge thing.

    رفیق ، باید با این مسأله سالم موندن اون کنار بیایی دیگه.

  • همه

    determiner

    An eye for an eye only ends up making the whole world blind.

    چشم در مقابل چشم در نهایت فقط همه جهان را کور خواهد کرد.

  • Less frequent translations

    • سراسر
    • کل
    • كامل
    • درست
    • دست نخورده
    • کامل
    • مجموع
    • مجموعه
    • پر
    • همگی
    • یکسره
    • کلیه
    • تماما
    • عمده
    • بسیار
    • واحد
    • ناب
    • هرگونه
    • درسته
    • جمیع
    • خالص
    • یکان
    • سازگان
    • قلمب
    • كارخانه
    • قلمبه
    • (از) هر جهت
    • (از) هر نظر
    • (ریاضی) صحیح
    • (قدیمی - زخم) التیام یافته
    • از همه جهت
    • بی آسیب
    • بی صدمه
    • بی عیب
    • بی نقص
    • بی کم و کاست
    • تام (integral هم می گویند)
    • تمام و کمال
    • تنی (در برابر: ناتنی -step) 0
    • جوش خورده
    • خوب شده
    • خوش بنیه
    • سازمان کامل
    • سر جمع
    • متفق القول
    • مجموعه ی کامل 1
    • هم رای
    • همه چیز
    • همه ی جنبه ها
    • یک تکه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "whole" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "whole" with translations into Persian

  • (امریکا - در کنگره و مجلس های ایالتی) هیئت همگانی (که شامل کلیه ی نمایندگان می شود)
  • (ریاضی) عدد صحیح · شمار درست (integer هم می گویند) · عدد تام · عدد درست · عدد صحیح · چیز درست
  • غلات سبوس دار · غلات کامل
  • با خلوص نیت · با دست و دل پاک · شجاع · صمیمی · غیر عاشق · فارغ از عشق · نترس · پردل
  • گندم خالص (بدون افزودگی یا کاستگی) · گندم ناب
  • رجوع شود به wholehearted
  • بصورت یک کل واحد، در قالب یک کلیت واحد و نه متشکل از اجزای جداگانه
  • رجوع شود به whole note
Add

Translations of "whole" into Persian in sentences, translation memory