Translation of "widower" into Persian
مرد بیوه, (مرد) زن مرده, بیوه مرد are the top translations of "widower" into Persian.
widower
noun
grammar
A man whose wife has died (and who has not re-married); masculine of widow. [..]
-
مرد بیوه
a man whose spouse has died and who has not remarried [..]
Indeed, because women are three times more likely to be widowed than are men, bereavement of one’s spouse has been called a “female phenomenon.”
از آنجایی که تعداد زنان بیوه سه برابر مردان بیوه است بسیاری تصوّر میکنند که ماتم و سوگواری برای همسر ازدسترفته مختص زنان است.
-
(مرد) زن مرده
-
بیوه مرد
He was twenty six years old and was a widower
او بست و شش سال داشت و به اصطلاح بیوه مرد به حساب میآمد.
-
درم هویب
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "widower" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "widower" with translations into Persian
-
(ذخیره یا آذوقه) پایان ناپذیر · (هر چیز) تمام نکردنی · مصرف نکردنی
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
بیوه سیاه جنوبی
-
(جانورشناسی) بیوه سیاه (عنکبوت امریکایی Latrodectus mactans که ماده ی آن بدنی سیاه دارد و نیش آن زهرین است)
-
(در خانه های ساحلی شمال خاوری امریکا) بالکن روی بام · سکوی بام
-
بیوه
-
مرد بیوه · مردی که از زنش جدا شده و یا او را طلاق داده است · مردی که زنش اغلب از منزل بیرون است
-
(امریکا) زنی که شوهرش او را تنها می گذارد · (چاپ) نیم سطر بالای صفحه · بیوه · بیوه زن · بیوه شدن · بیوه کردن · سطر جامانده · شوهر مرده · شوهر کسی را کشتن · هویب
Add example
Add