Translation of "woolly" into Persian
پشمالو, پشمی, پشمین are the top translations of "woolly" into Persian.
woolly
adjective
noun
grammar
Made of wool. [..]
-
پشمالو
adjectiveWhat little brain the original animal had ever possessed was entirely bred out of these woolly aristocrats.
آخر چه طور میشد که مغز کوچک برخی از جانوران بدوی رشد یافتهتر از این نجیبزادههای پشمالو بود.
-
پشمی
adjective -
پشمین
adjective
-
Less frequent translations
- مبهم
- مغشوش
- پرزدار
- پشمپوش
- پشمینه
- آشفته
- (جمع) زیرشلواری پشمی و بلند
- (عامیانه) جامه ی پشمی
- (غرب امریکا و استرالیا) گوسفند
- درهم و برهم
- وابسته به یا همانند پشم
- پر پشم
- پشم دار
- پشم مانند
- کرک دار
- گرفته
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "woolly" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "woolly" with translations into Persian
-
پشم نمایی · پشمالویی
-
(جانورشناسی) شته ی پشم زا (انواع شته هایی که پوشش مومی و پشم مانندی را از خود می تراوند)
-
کرگدن پشمالو
-
(آدم) حواس پرت · دارای افکار مغشوش · دارای زلف پشم مانند · دارای موی وز کرده · پریشان حواس · گرفته
-
ماموت پشمالو
-
رجوع شود به tiger moth
Add example
Add