Translation of "work" into Persian
کار کردن, کار, شغل are the top translations of "work" into Persian.
(intransitive) To do a specific task by employing physical or mental powers. [..]
-
کار کردن
verbfunction correctly [..]
Tom, who had been working all day, wanted to have a rest.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
کار
nounlabour, employment, occupation, job [..]
You need not work so hard in order to pass the examination.
نیازی نیست که برای قبولی در امتحان اینقدر سخت کار کنی.
-
شغل
nounlabour, employment, occupation, job
All right, let's subpoena work logs, employee records.
خيلي خب ؛ بريم سوابق کسائي که اين شغل رو داشتند چک کنيم.
-
Less frequent translations
- فعل
- عمل
- اثر
- ساخت
- وظیفه
- كردن
- ورزیدن
- - کاری
- كار
- اشتغال
- تمرين
- کارگاه
- حرفه
- عملیات
- راک
- کاردستی
- پیشه
- کردار
- ورزه
- کلیات
- سرشتن
- رنجبری
- کارانجام
- (با: for یا against) اقدام کردن
- (با: into) تبدیل کردن 5
- (به تدریج) داخل یا خارج شدن
- (جمع) انجام وظایف مذهبی یا اخلاقی
- (جمع)استحکامات
- (در ترکیب) ساختار
- (قیافه یا اعضای صورت و غیره) کج و معوج شدن
- (ماشین و غیره) اجزای متحرک
- (معمولا جمع - هنری و غیره) اثر (آثار)
- (معمولا در ترکیب) کارخانه
- (موتور و غیره) به کار افتادن
- (مکانیک) تغییر مکان در جهت فشار نیرو
- (کم کم) انجام دادن 7
- - زدن 3
- - سازی 1
- - کار
- - کاری کردن
- - کردن
- اثر کردن
- استثمار کردن
- استخراج کردن
- انتقام گرفتن
- انجام دادن
- بخش های جنبا
- به عمل آوردن
- به کار انداختن
- به کار گرفتن
- بهره برداری کردن 2
- ترش بودن
- ترش شدن
- تکان خوردن 6
- درهم شدن
- دژ 0
- راه انداختن 1
- رجوع شود به work of art
- روش کار (workmanship هم می گویند) 2
- ساختمان از نوع بخصوص 4
- سبک کار
- سوزن دوزی
- عمل خیر
- عمل کردن 4
- عملی بودن
- فعالیت فیزیکی
- فعالیت کردن
- مطالعه كردن
- مقدار کار
- ملیله دوزی (needlework هم می گویند)
- موفقیت آمیز بودن
- میزان کار
- نتیجه بخش بودن 0
- نفوذ کردن
- نیکوکاری 6
- وجدان كاري
- وسیله ی انتقال نیرو 3
- چرخ و مهره 5
- کار (که باید انجام شود)
- کار حیاتی
- کار ساختمانی (به ویژه سد و پل و اسکله)
- کار عمده
- کار کردن 7
- کار کردن 9
- کار کشیدن
- کشف کردن
- کوشیدن 8
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "work" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
A field for a contact's workplace telephone number, typically retrieved automatically from the corporate address book.
-
کار- کار کردن
Images with "work"
Phrases similar to "work" with translations into Persian
-
جدول کار
-
قانون حق داشتن کار
-
حق بیکاری
-
یشیامزآراک نامز زا دعب ایازم ندرک فوقوم
-
بررسی فرآیند کار · کارسنجی
-
امتناع تحویل گرفتن کار
-
سادهسازی کار
-
شب کاری