Translation of "worm" into Persian
کرم, مار, حشره are the top translations of "worm" into Persian.
A contemptible or devious being. [..]
-
کرم
nounanimal [..]
Most are worm like, some as short as caterpillars, others several feet long.
بیشترشان کرم مانندند، بعضی به اندازه یک کرم ابریشم و بقیه به طول چند متر.
-
مار
noun'Worm killed your Chief, poor little fellow, your nice little Boss.
این مار رییس شما را کشته، آن یاروی کوچولوی بیچاره را، رییس کوچولوی نازنینتان را.
-
حشره
nounas it filled came alive with noisome maggots and worms.
پس از پرشدن، زیستگاه کرمها و حشرات موذی میشد.
-
Less frequent translations
- دنده
- گرفتن
- پست
- عذاب
- kerm
- کرمک
- کوخ
- لولیدن
- افعی
- عنکبوت
- شکند
- پیچ
- دون
- (با حیله و زرنگی) وارد شدن
- (با دارو و غیره کرم شکم را) انداختن
- (با مکر و حیل) بدست آوردن
- (جانورشناسی) رجوع شود به lytta 1
- (مجازی) اسباب درد و شکنجه
- (مهجور) مار
- (پزشکی) کرم زدگی
- (پیچ و غیره را) رزوه کردن
- (پیچ و مهره) رزوه
- آدم قابل تحقیر
- خارج شدن
- درکشیدن 7
- دنده دار کردن 5
- رجوع شود به Archimedes' screw
- رسوخ کردن
- رفتن 3
- طفره زدن
- مارپیچ رفتن 2
- مثل کرم حرکت کردن
- هر بخش یااندام کرم مانند بدن
- کرم خوراک
- کرم خورده کردن یا شدن 6
- کرم ریخت
- کرم ریز
- کرم زدایی کردن
- کرم زده شدن یا کردن
- کرم شکار کردن
- کرم گرفتن 4
- کرم گرفته شدن یا کردن
- کرم گرفتگی
- کرمو شدن یا کردن
- کرمویی 0
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "worm" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Write once read many, a type of disc drive. See write once.
"WORM" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for WORM in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "worm"
Phrases similar to "worm" with translations into Persian
-
انگل روده
-
خزنده · رجوع شود به bloodworm · کرم خاکی
-
(جانورشناسی) کرمک مار (انواع مارهای بی زهر و کرم مانند از تیره ی Typhlopoidea)
-
کرم ریشدار
-
نوارسانان
-
شهر ورمز (در باختر آلمان)
-
(مکانیک) دنده ی حلزونی · دنده ی پیچی · چرخ حلزون
-
رجوع شود به gordian worm