Translation of "yawning" into Persian
خمیازه, دهن دره are the top translations of "yawning" into Persian.
yawning
adjective
noun
verb
grammar
Present participle of yawn. [..]
-
خمیازه
nounA few of the girls had come down their staircase, pulling on dressing gowns and yawning.
تعدادی از دخترها که خمیازه میکشیدند با لباسهای بلند از خوابگاهشان بیرون آمده بودند.
-
دهن دره
nounsat down on the sofa behind her and yawned like a man who can hardly keep awake.
روی نیمکت پشت سر او نشست و همچون مردی که به زحمت میتواند خود را بیدار نگاه دارد دهن دره کرد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "yawning" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "yawning" with translations into Persian
-
خميازه · خمیازه · خمیازه کشیدن · خیره نگاه کردن · دهان دره · دهان دره کردن · دهان گشودن · دهانه · دهن دره · شکاف · فاژه · فاژیدن · فراخ شدن · فراخنا · پاسک · پهناور شدن · کام
-
خميازه · خمیازه · خمیازه کشیدن · خیره نگاه کردن · دهان دره · دهان دره کردن · دهان گشودن · دهانه · دهن دره · شکاف · فاژه · فاژیدن · فراخ شدن · فراخنا · پاسک · پهناور شدن · کام
-
خميازه · خمیازه · خمیازه کشیدن · خیره نگاه کردن · دهان دره · دهان دره کردن · دهان گشودن · دهانه · دهن دره · شکاف · فاژه · فاژیدن · فراخ شدن · فراخنا · پاسک · پهناور شدن · کام
-
خميازه · خمیازه · خمیازه کشیدن · خیره نگاه کردن · دهان دره · دهان دره کردن · دهان گشودن · دهانه · دهن دره · شکاف · فاژه · فاژیدن · فراخ شدن · فراخنا · پاسک · پهناور شدن · کام
-
خميازه · خمیازه · خمیازه کشیدن · خیره نگاه کردن · دهان دره · دهان دره کردن · دهان گشودن · دهانه · دهن دره · شکاف · فاژه · فاژیدن · فراخ شدن · فراخنا · پاسک · پهناور شدن · کام
-
خميازه · خمیازه · خمیازه کشیدن · خیره نگاه کردن · دهان دره · دهان دره کردن · دهان گشودن · دهانه · دهن دره · شکاف · فاژه · فاژیدن · فراخ شدن · فراخنا · پاسک · پهناور شدن · کام
-
خميازه · خمیازه · خمیازه کشیدن · خیره نگاه کردن · دهان دره · دهان دره کردن · دهان گشودن · دهانه · دهن دره · شکاف · فاژه · فاژیدن · فراخ شدن · فراخنا · پاسک · پهناور شدن · کام
-
خميازه · خمیازه · خمیازه کشیدن · خیره نگاه کردن · دهان دره · دهان دره کردن · دهان گشودن · دهانه · دهن دره · شکاف · فاژه · فاژیدن · فراخ شدن · فراخنا · پاسک · پهناور شدن · کام
Add example
Add