Translation of "poner" into Persian
گذاشتن, مكان, منصوب نمودن are the top translations of "poner" into Persian.
poner
verb
grammar
robar a mano armada [..]
-
گذاشتن
verbHeydrich aparentemente odió el apodo que le puso la buena gente de Praga.
هايدريش ظاهراً از نام مستعاري که مردم پراگ روش گذاشتن بدش ميومد.
-
مكان
Traer algo a un lugar o posición específica.
¡ Jessica Lockhart no volverá a poner un pie aquí!
جسیکا لاکهارت هرگز پاشو در اين مكان نخواهد گذاشت
-
منصوب نمودن
verb
-
Less frequent translations
- نشلیدن
- نصب کردن
- نهادن
- هشتن
- وایسوندن
- کار گذاشتن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "poner" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "poner"
Phrases similar to "poner" with translations into Persian
-
به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · در مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن · قمار کردن
-
اورانگوتان
-
پیادهسازی
-
نگهداری · نگهداشت
-
بچهداری سربار
-
اجازه نامه · بجای · جا · جای · جایگاه · خوابگاه کشتی · در عوض · محل · محل داد و ستد · مزرعه · مسکن · مقام · پروانه · پست · یادداشت مختصر
-
تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · پرچانگی کردن · گله کردن از
-
نظر کردن به
Add example
Add