Translation of "gorte" into Persian

دادگاه, دادگاه محکمه, کاخ دادگستری are the top translations of "gorte" into Persian. Sample translated sentence: Gainera, ofizial bat akusatzeak gortea zure kontra jarriko luke. ↔ با تهمت زدن به يک افسر ، دادگاه رو هم دشمن خودت مى کنى.

gorte
+ Add

Basque-Persian dictionary

  • دادگاه

    noun

    Gainera, ofizial bat akusatzeak gortea zure kontra jarriko luke.

    با تهمت زدن به يک افسر ، دادگاه رو هم دشمن خودت مى کنى.

  • دادگاه محکمه

    noun
  • کاخ دادگستری

    noun
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "gorte" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "gorte" with translations into Persian

  • gor
    كر
  • جورج · ژرژ
  • تولید ناخالص داخلی
  • آزردگی · اراده · انزجار · بداندیشی · بدخواهی · بیزاری · تنفر · جسارت · حسادت · خصومت · دشمنی · رنجش · شهامت · عداوت · عمل شنیع · عناد · قصد · لج · نفرت · نیت · کراهت · کینه · کینه توزی
  • بلغم · تف · خلط · خلط سینه · مخاط
  • بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن از · نفرت کردن · کینه ورزیدن
  • خاس کریسمس
  • گفتار بیزارجویانه
Add

Translations of "gorte" into Persian in sentences, translation memory

Ziur ez nauzula gorroto?
پس ازم بدت نمياد ؟
Egizu zerbait gorrota zaitzadan.
فقط یه کاری کن که مجبور بشم ازت متنفر بشم
Baita Nashvillen, Tennesseen, izan zen miss Amerika gorra lehiaketara ere non jendea hegoaldeko kutsudun zeinu-hizkuntzari buruz kexatzen zen.
حتی به مسابقه دختر شایسته ناشنوایان آمریکا در نشویل، ایالت تنسی رفتم جایی که مردمش از برگزاری این مسابقه آبکی جنوبی شکایت میکنند.
Ez zaitut gorrotatzen, Stuart.
من ازت متنفر نیستم ، استوارت
Bibliak hau dio: «Gorroto dio Jaunak maltzurrari, baina bere konfiantza ematen zuzenari» (Esaera Zaharrak 3:32).
کتاب مقدّس میگوید: «زیرا خداوند از اشخاص کجرو نفرت دارد، اما به درستکاران اعتماد میکند.»—امثال ۳:۳۲، ترجمهٔ تفسیری.