Translation of "kuvata" into Persian
رسم کردن, شرح دادن, عکسبرداری کردن are the top translations of "kuvata" into Persian.
kuvata
verb
grammar
-
رسم کردن
verb -
شرح دادن
verbEn voi sanoin kuvailla, kuinka vähän sinne haluan.
من حتي نميتونم شروع کنم به شرح دادن که چقدر زياد عشق رو ميخوام نه رفتن به زندان رو
-
عکسبرداری کردن
verb
-
Less frequent translations
- مجسم کردن
- مزین شدن
- مصور کردن
- نقش كردن
- نقش کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "kuvata" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "kuvata" with translations into Persian
-
تابلو · تصوير · تصویر · تمثال · جدول · شخصی · شخصیت ها · صورت خیالی · عکس · قاب · نگاره · پرده نقاشی · پیکر
-
تصویری · مصور · واقعی
-
عکسبرداری کردن
-
شکل
-
تصویر موزاییکی
-
معماى مصور
-
دیباچه کتاب · سرصفحه · نمای سردر
-
تصویر نقشهٔ موقعیت
Add example
Add