Translation of "pilalla" into Persian
تباه, ترشیده, خراب are the top translations of "pilalla" into Persian.
pilalla
noun
adverb
-
تباه
adverbTimantinhioja tietää, että yksikin virhe voi pilata koko kiven.
تراشگران الماس واقفند که حتی یک خدشه بر روی الماس آن را بکل تباه میکند.
-
ترشیده
adjective -
خراب
adverbTämä artikkeli kertoo, kuinka heidän elämänsä menivät pilalle.
این مقاله درباره اینکه زندگشیون خراب میشه است.
-
پوسده
adjective
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pilalla" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "pilalla" with translations into Persian
-
جوک · خنده · خوش طبعی · شوخی · طعنه · لطیفه · گوشه
-
از شکل انداختن · اشتباه کردن · افترا زدن · الوده شدن · بدنام کردن · تحریف شدن · خراب کردن · خسارت واردکردن · زیان رساندن · سرایت دادن · مرتکب خطا شدن · کشتن
-
برشته شدن · دست انداختن · فحاشی کردن به · مرز گذاشتن · کباب کردن
-
برشته شدن · شوخی کردن · فحاشی کردن به · مرز گذاشتن · مزاح گفتن · کباب کردن
Add example
Add