Translation of "abattu" into Persian
پريشان, افسرده, نژند are the top translations of "abattu" into Persian.
abattu
adjective
verb
noun
masculine
grammar
Qui a peu d'enthousiasme.
-
پريشان
-
افسرده
adjectiveJe ne l'avais jamais entendu aussi abattu et aussi honteux et c’était le jour de ses quarante ans.
تا حالا اینقدر شرم زده و افسرده نبود، دقیقاً روز تولد ۴۰ سالگیش بود.
-
نژند
adjective
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "abattu" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "abattu" with translations into Persian
-
آباژور
-
لاشه · مواد زائد
-
آباژور · نورتاب · پناهگاه
-
احشا · احشا (فراوردههای فرعی گوشت) · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · لاشه · مغز به عنوان غذا · مواد زائد
-
فراوردههای فرعی گوشت
-
انداختن · باخاک یکسان کردن · بقتل رساندن · به زمین زدن · تراز کردن · خراب کردن · درهم شکستن · دلسرد کردن · ذبح کردن · سرزنش کردن · سست کردن · قصابی کردن · متقاعد کردن · ناتوان کردن
-
انداختن · باخاک یکسان کردن · بقتل رساندن · به زمین زدن · تراز کردن · خراب کردن · درهم شکستن · دلسرد کردن · ذبح کردن · سرزنش کردن · سست کردن · قصابی کردن · متقاعد کردن · ناتوان کردن
-
احشا · احشا (فراوردههای فرعی گوشت) · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · لاشه · مغز به عنوان غذا · مواد زائد
Add example
Add