Translation of "restant" into Persian

پس مانده, پس مانده غذا are the top translations of "restant" into Persian.

restant adjective noun verb masculine grammar

(banque) solde

+ Add

French-Persian dictionary

  • پس مانده

    adjective masculine

    Et te prosternerais tu pour grapiller les restes de Tullius?

    التماس پس مونده هاي توليوس رو ميکني ؟

  • پس مانده غذا

    adjective masculine

    Qui n'aime pas les restes?

    كي پس مونده غذا دوست نداره ؟

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "restant" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "restant" with translations into Persian

  • افزون بر این · به علاوه · در غیر این صورت · علاوه بر این
  • ابقا کردن · استوار بودن · ایستادن · ایستادگی کردن · بازماندن · برجستگی داشتن · تحمل کردن · تسکین دادن · جلو آمدن · حاضر بودن · خواباندن · در انتظار ماندن · درنگ کردن · فرونشاندن · ماندن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · پایداشتن
  • افزون بر این · به علاوه · علاوه بر این
  • اثار · اثر · اختلاف · باستانی · باقی مانده · باقیمانده · بقیه · تفاضل · رسوبی · عتیقه · قسمت باقی مانده · مانده · پس مانده · پس مانده غذا · پسمانده
  • افزون بر این · به علاوه · علاوه بر این
  • درنگ کردن
  • اصلاح شدن · افسوس خوردن · تاسف خوردن · سوگواری کردن · پشیمان شدن
  • اثار · اثر · اختلاف · باستانی · باقی مانده · باقیمانده · بقیه · تفاضل · رسوبی · عتیقه · قسمت باقی مانده · مانده · پس مانده · پس مانده غذا · پسمانده
Add

Translations of "restant" into Persian in sentences, translation memory