Translation of "Penipuan" into Persian
کلاهبرداری, فریب, کلاهبرداری are the top translations of "Penipuan" into Persian.
-
کلاهبرداری
Kapten Beck telah bergabung dengan Skuad Penipuan dan Letnan Iris Langlois transfer untuk menggantikannya sebagai kepala bagian.
سروان بِک به بخشِ کلاهبرداری پیوستن. و ستوان آیریس لانگلوئیس ، جايِ ایشون رو بعنوانِ رئیسِ بخش میگیرن.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Penipuan" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
-
فریب
nounDua alat paling kuat dari Setan adalah pengalihan dan penipuan.
دو تا از ابزار های با قدرت شیطان حواس پرتی و فریب است.
-
کلاهبرداری
Di Austria, penipuan asuransi konon menjadi praktek umum.
گفته میشود که در اتریش کلاهبرداری از شرکتهای بیمه امری است بسیار عادی.
-
اغفال
nounDia bersalah tapi tidak lebih dari seorang penipu.
اون هيچ گناهي نداره به جز اغفال شده
-
Less frequent translations
- تقلب
- حیله
- حیله گری
- خدعه
- دستخوش
- روباه صفتی
- شیادی
- فریب خوردگی
- فن
- قربانی
- مغالطه
- مغلطه
- مکر
- نیرنگ
- گول
Phrases similar to "Penipuan" with translations into Persian
-
شیاد
-
اغفال · تصنع · تقلب · حیله · حیله گری · خدعه · روباه صفتی · فریب · فریب خوردگی · فن · نیرنک · نیرنگ · نیرنگ زدن · گول · گول زدن
-
آپارتی · اسب چموش · تله · جسور · جمهوریخواه · حادثه جو · خرده نان · دام · دروغگو · رند · شارلاتان · شیاد · فریب · ماجرا جو · ماجراجو · متقلب · ناقلا · پست و حقیر · کلاهبردار · کوزه گلی
-
تقلب · حرف دو پهلو · حیله زدن · شوخی · فریب · فریفتن · فن · مسخره · نوازش کردن · نیرنگ زدن · وضع · کذب · گول زدن
-
جادو · سحر · فریب · معجزه · مغالطه · مغلطه · مکر · کار خارق العاده · گول
-
اهمال · تصنع · تمجمج · حیله · حیله جنگی · حیله گری · خدعه · روباه صفتی · نیرنک