Translation of "bencana" into Persian

فاجعه, افتضاح, بدبختی are the top translations of "bencana" into Persian.

bencana
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • فاجعه

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Masih ada waktu bagi Kain untuk mengubah sikapnya, untuk ”berbuat baik” sebaliknya daripada menempuh haluan yang membawa bencana.

    قائِن هنوز فرصت داشت طرزفکر خود را تغییر دهد و با «نیکویی» کردن از بروز فاجعه جلوگیری کند.

  • افتضاح

    noun

    Aku bahkan tak ingin membahas tentang bencana Messer tahun'07.

    و نمي خوام هم درباره مسر ِ افتضاح تو سال 2007 صحبت کنم

  • بدبختی

    noun

    Ya, parfumnya, yang membawa kesegaran untukku dan bencana untukmu.

    بله ، عطرش که باعث آگاهی من و بدبختی تو میشه

  • Less frequent translations

    • بلا
    • بلای ناگهانی
    • بیچارگی
    • سختی
    • سیل بزرگ
    • طوفان
    • عاقبت داستان
    • فلاکت
    • مشقت
    • مصیبت
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bencana" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bencana" with translations into Persian

  • بلایای طبیعی
  • درد دادن · رنجه داشتن · سوزش داشتن · عصبانی کردن · غمگین شدن · متوقف کردن · مزاحم شدن · ناراحت کردن · نگران شدن · نگران کردن · هم زدن · کینه ورزیدن
  • فاجعه فرابنفش
  • اغفال کردن · درد دادن · رنجه داشتن · سوزش داشتن · عصبانی کردن · غمگین شدن · فریب دادن · متوقف کردن · مزاحم شدن · مغبون کردن · ناراحت کردن · نگران شدن · نگران کردن · هم زدن · کینه ورزیدن · گول زدن
  • قحطی
  • بلای ناگهانی · بیچارگی · سیل بزرگ · طوفان · عاقبت داستان · فاجعه · مصیبت
Add

Translations of "bencana" into Persian in sentences, translation memory