Translation of "berenang" into Persian
شنا, شنا کردن, اشک بار are the top translations of "berenang" into Persian.
berenang
-
شنا
nounAku lebih memilih pergi berenang.
من بیش از اندازه شنا را دوست دارم.
-
شنا کردن
verbIni adalah saatnya untuk berenang dengan kerendahan hati.
الان دیگه وقت شنا کردن با فروتنی واقعی است. الان دیگه وقت شنا کردن با فروتنی واقعی است.
-
اشک بار
noun adjective
-
Less frequent translations
- دوران
- شناریدن
- شناور
- شناوری
- شناوری کردن
- شناویدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "berenang" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "berenang"
Phrases similar to "berenang" with translations into Persian
-
اشاره کردن · سریع کردن · صف بستن · مستغرق شدن در · یاد کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن
-
آرام کردن · آرام کننده · آرامش بخش · تثبیت کردن · تسلیت گفتن · تسکین دادن · حرف نزدن · حکم کردن · خواباندن · دلجویی کردن · دلداری دادن · ساکت کردن · سرگرم کردن · فرونشاندن · محکم بستن · مشغول کردن · مقرر داشتن
-
بردن
-
آرام کردن · آشتی کردن · تسلیت گفتن · تسکین دادن · خواباندن · دلجویی کردن · دلداری دادن · ساکت کردن · فرو نشاندن · نرم کردن
-
در نظرداشتن · هدف گیری کردن
-
شناگر
-
برنده · برنده مسابقه · درخت ارغوان · غالب · غلبه کننده · فاتح · قهرمان · پیروز
-
بهت زده کردن · بیهوش کردن · درهم شکستن · شکست دادن · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · مغلوب ساختن
Add example
Add